آرامیسآرامیس، تا این لحظه: 7 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره
رومیسارومیسا، تا این لحظه: 4 سال و 14 روز سن داره

پرنسس آرامیس و پرنسس رومیسا

تابستان 94

1394/4/5 14:0
نویسنده : مامان مرضیه
2,336 بازدید
اشتراک گذاری

دوم تیرماه تولد شیوا جان دختر عمه آرامیس بود، عمه رضوانینا هم که از شیراز اومده بودند تهران خونه عمه افسانه جشن گرفتند. آرامیس هم که عاشق جشن تولد و...

 

 

آرامیس در مغازه کفش فروشی با کفشهای جدیدش

 

 

من و آرامیس در مغازه بابا!

کی گفته ما شبیه هم نیستیم؟

خیلی هم به هم شبیهیم!

 

 

پنج شنبه هفته پیش که روزهای اول تیرماه بود ما با عمو مهرانینا رفتیم پارک ارم

این اولین بار بود که آرامیس به باغ وحش میرفت برای همین خیلی بهش خوش گذشت

تازه بعدشم رفتیم شهربازی

 

 

اینجا هم داریم میریم هفت حوض مامان جون کادوی به دنیا اومدن آبجی رو بگیره

مامان جون برای آبجی آرامیس یه جفت گوشواره خیلی خوشکل خرید

دستش درد نکنه مامان جون، الهی قربونش برم من

 

 

چند وقت پیش هم منو دخملی رفتیم خونه دوست عزیزم خاله زهره که نینیش 20 اردیبهشت به دنیا اومده بود.

اسم نی ین خوشکلش نفس خانمه که خیلی هم خوردنیه!

 

 

عکسی از دختر باهوشم در کلاس زبان با تیچر مهربونش و همکلاسیای خوشکلش

 

ببخشید این عکس کیفیتش بده آخه اسکرین شاته، عکس اصلیش که رسید به دستم عوضش میکنم.

 

در راه بازگشت از کلاس با مامان جون

 

کاردستی خانمی برای درس K

یه روز به یاد ماندنی من، مامان جون و آرامیس در سفره خانه گل سرخ

بابا باهامون نبود چون رفته بود گلپایگان عروسی پسر عمه اش

و چون مسافرت برای من مشکل بود ما نرفتیم

 

پارک یاسمن

 

لغت نامه آرامیس بخش نمیدونم چندم

دو دفعه: یک دفعه

می چولمت: می چلونمت

عروسکم یه عالمه شعرای انگلیسی قشنگ تو کلاس یاد گرفته

وقتی آهنگشو میذاریم و اون زمزمه میکنه و حرکاتشو اجرا میکنه

میخوایم بخوریمش

مامان مرضیه تو با من ناراحتی؟ = یعنی از دست من ناراحتی؟محبت

به من عکس بگیر = از من عکس بگیر

چی اوهوردی برام؟ = چی اوردی برام؟

دیشب (20 مرداد) داشتم موهاشو درست میکردم بریم سوپرمارکت سرکوچه، هیمن طور که تو کیف گلسراش دنبال لنگه کش موش میگشتم پرسیدم آرامیس این گلسرت twin إ؟ گفت بله تو اینه! هیچ کدوم منظور همو متوجه نشدیم؛ بعد من گفتم پانیذ و پینار (همکلاسیاش) چی اونا هم twin اند؟ گفت: کو ببینم تو اینن؟ وای من مردم از خنده. گفتم نه مامان twin یعنی دوقلو اند! ولی آرامیس گیرداده بود پانیذ و پینار کجااند؟ و  هی تو کیف گلسراشو نگاه میکرد میگفت تو اینند؟قه قههقه قههقه قهه

 دیگه منم بوس بارونش کردم و کلی چلوندمشبوسبوسبوس

 

هفته پیش عمه رضوان اینا اسباب کشی کردند و از شیراز اومدند خونه خودشون که طبقه دوم ما میشه؛ آرامیس از این بابت خیلی خوشحاله و همش میخواد بره خونه عمه اش یا اینکه میخواد شیوا بیاد خونه ما!

دیروز 94/5/26

من و همکارای خوبم با هم رفتیم بیرون دور هم باشیم چون خاله مریم آخرین روزی بود که میومد سرکار و دیگه به سلامتی رفت مرخصی زایمان, نی نی خاله مریم درست هم سن آبجی آرامیسه و قراره به امید خدا آمریکا به دنیا بیاد!

بک آفیس

 

 

رستوران نارنجستان - سعادت آباد

 

 

 رادوین جون و آرامیس جون

که همش تو سالن رستوران در حال تردد بودند 

 

 

این لباس خوشکلم خاله مریم از آمریکا برای آبجی آرامیس آورده ولی اینجا آرامیس گیر داد که بپوشدش!

 

قشنگ ترین دستای دنیا

 

 

وقتی با دخترم با هم آشپزی می کنیم

 

 

وقتی با هم کیک درست می کنیم و تولد الکی می گیریم

 

 

 همه دنیای منی ...

 

 

14 شهریور من

و بابایی به همراه دخترای خوشکلمون رفتیم شمال

جاتون خالی خیلی خوش گذشت

ولی حیف که روز آخر بابا مریض شد و ما حالمون گرفته شد

روز اول هم آرامیس تب داشت که ما با دارو تبشو کنترول میکردیم

ولی تو راه رفت یک مگس نامرد آرامیسو نیش زد و بعد از چند ساعت کل صورت دخترمون قرمز شد

صبحش بردیمش دکتر و آقای دکتر گفت حساسیته و یه آمپول بهش زد

دختر خوشکلمون بعد از چند ساعت بلافاصله خوب شد خداروشکر

 

امام زاده قاسم

 

الهی بگردم بچه ام اینجا صورتش جوش زده

 

 

اینجا هم گردنش جوش زده بود

در حال رفتن به مطب دکتریم

 

 

خیلی دکتر خوبی بود و همانطور که گفتم آرامیس با یه آمپول خوب شد

فکر کنم اسمشون دکتر فلاح بود نزدیک رویان از سمت نوشهر

 

 

تو اون دو سه روز ما عصرا میرفتیم دریا، من لب ساحل میشستم و آرامیس و باباش میرفتند شنا تو دریا

یا اینکه من و آرامیس با هم لب دریا شن بازی میکردیم و قلعه شنی میساختیم

رستوران عمو صفت

 

جاتون خالی برگشتنی نهار رفتیم هتل هایت خزر

 

 

شام هم رفتیم هتل پارسیان گچسر

هواش عالی بود عین خوانسار خنک و مطبوع بود

 

 

این بلوز خوشکلو خاله سحر و این عینک خوشکلو خاله نسرین بدون مناسبت به آرامیس هدیه دادند

 

 

 

دیروز 26 شهریورماه مامان جونو آرامیس اومدند هتل و از اونجا با هم رفتیم نمایشگاه مادر و کودک

غرفه نی نی سایت

 به مناسبت جشن تولد 10 سالگی نی نی سایت، یکی از عمو فیتیله اییا (آقای محمد مسلمی) اومده بود

آرامیس خیلی بپر بپر کرد و از برنامشون لذت برد

 

غرفه مای بی بی

نزدیک سه سال آرامیسو مای بی بی کردم

ولی الان دیگه بزرگ شده و نیازی نداره

باید دیگه برای آبجی مای بی بی بخریم

 

این هفته دخترمون کلاس نداشت تعطیلات پایان ترمشون بود

دیگه نمیدونید آتیشی نبود که تو این چند روز نسوزونه

اینقدر شیطونی کرد.....

تازه متوجه شدم که چقدر خوبه که میره کلاس

هم انرژیش تخلیه میشه هم اجتماعی تر میشه

 

اینجا هم داریم میریم فروشگاه خرید کنیم

 

دختر که داشته باشی هیچ وقت پیر نمیشی!

دخترم داره برام لاک میزنه فداش شممحبت

پسندها (7)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (6)

عمه فروغ
6 تیر 94 11:21
تولدشون مبارک ان شاا.که زنده باشند.ای جوووووونم به آرامیس گلم با عکس خوشگلش
مامان مرضیه
پاسخ
عمه فروغ جون خیلی ممنون
همراه رایانه
12 تیر 94 10:49
همراه رایانه مرکزی شبانه روزی برای پاسخگویی به سوالات رایانه ای شماره تماس : 9099070345 ادرس سایت : www.poshtyban.ir
اميرمحمد
12 تیر 94 11:43
قالب آرامیس خانم ساخته شده (کد قالب = 01) قیمت 8000 تومان برای دیدن قالب به لینک زیر سر بزنید http://them-child.blogfa.com/page/theme01 برای سفارش هم به لینک زیر بیاین http://them-child.blogfa.com/
ĸoѕαr
18 تیر 94 14:11
سلام خاله جان. خوشحال ميشم به منم سر بزنید. دووووووستون دارم.
مامان مبینا
28 تیر 94 18:26
دخملی چقد نانازه
فائقه
4 مرداد 94 16:15
سلام وبلاگ خیلی خوبی دارین امیدوارم خدا دختر نازتونو براتون حفظ کنه و سایه شما و پدرش همیشه بالای سرش باشه موفق باشین